Free Web Hosting | free host | Free Web Space | BlueHost Review

 

 

 به سایت دخالت حداکثری  خوش آمدید

www.dekhalat.150m.com

dekhalat_7@yahoo.com

 

مقاله ها

 

 

من دخالت می کنم پس هستم

بر کاکل سفید ابرها

روی دانه های رگبار

بر پیشانی دوستانم

روی هر دستی که به سویم دراز می شود

نام ترا می نویسم

........

بر تن های عریان

روی قدم های مرگ

نام ترا می نویسم

........

من برای شناختن تو زاده شده ام

برای نامیدن تو

                                                        آزادی                                                          

                                                   پل الوار (poul eluard)

 

(( اگرمی خواهید با توطئه مقابله کنید بایستی انقلاب را بیاموزید)) برتولت برشت

کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری در ابتدای کار خود توانست به سرعتی دور از انتظار اکثر دوستان خود را حول محور اعتراضی گرد هم بیاورد . درست در زمانی که می رفت تا نتایج پر باری را از این آزمون بدست آورد همانند تجارب گذشته با کمال نا باوری از هم گسست. بدیهی است که هیچ کدام از اعضاء علی رغم تاکیدات ما در این فاصله نتوانستند به آسیب شناسی خود بپردازند.این جااست که باید از خود پرسید علل گسست این گونه مجامع چرا و چگونه اتفاق می افتد. چه مکانیسمی باعث می شود که هیچ کدام از اعضاء قادر نباشند در نقد و بررسی آسیب های خود آزادانه  عقایدشان را دسته بندی کنند. آیا واقعا این افراد آنقدر کند ذهن اند که از ابتدایی ترین روش و مکانیسم های فعالیت جمعی سر رشته ندارند.چرا فعالانی که می توانند در کمترین مدت توجه هزاران مخاطب را به سوی خود جلب کنند قادر به ادامه راه نیستند. آیا هر یک از ما که در سر هم کوبیدن یکدیگر ید طولایی داریم قادر به درک شرایط و تحلیل منطقی آن نیستیم؟ چگونه است که از سویی از نبود اتحاد و عمل اعتراضی برای گذر از شرایط موجود شکوه داریم و از طرف دیگر تحمل کمترین نقد از عملکرد خود را نداریم .بی شک پیشینه فرهنگی ما در ایجاد فضایی مستبدانه بدست خود در این گونه ناکامی ها مقام اول را داراست. و تا هنگامی که تابوهای استبداد و چند پارچه گی روانی و شخصیت چند گانه خود را مورد قضاوت قرار ندهیم هیچ گاه قادر نخواهیم بود فعالیتهای جمعی را به شیوه منطقی هدایت کنیم و در نیمه راه سرخورده و ناکام با ایجاد فضایی یاس آور به خصوص در شرایط انفجاری که جامعه ما در آن قرار دارد        

راه را برای فعالیت های کور و آنارشیستی فراهم می آوریم.تاریخ مذکر ابر روایتها چنان در نا خود آگاه ضمیر ما رسوخ کرده که قادر به تحمل پذیرفتن یکدیگر نباشیم. هانا آرنت می گوید انقلابیون حرفه ای اوایل قرن بیستم ممکن بود ملعبه تاریخ شده باشند اما یقینا ابله نبودند... هر چه کمتر به کار مشغول باشیم و فعالیتمان اندک تر باشد ... بیشتر مقهور فشار اضطرار هستیم  ضرورت زیستی  هرگز از تکرار باز نمی ایستد و زندگی سراسر تابع آن است . مجددا حرکات اعتراضی را حول خواسته های کوتاه مدت به جریان می اندازد اما درست هنگامی که پیچیدگیهای دیگر پذیری و تحمل هارمونی جمعی متفق نه متحد رو می کند ابتذال همه جریان را می بلعد.  چارچوب تبیین رامارکس نهاد باستانی برده داری قرار دارد که در آن چه وی (( طبقه حاکم )) می نامد با وسایلی که به دست آورده بود. طبقه زیر دست را به زور به تحمل مشقت و بار زندگی وادار می کرد. امیدی که مارکس در قالب اصطلاح هگلی (( آگاهی یا شعور طبقاتی)) بیان می کرد ناشی از این بود که در عصر جدید طبقه زیر دست برای آن که خود را برای عمل دوباره بیان آزادی پیدا کرده بود. و این عمل توانست به سبب ضرورتی که آزادی به طبقه کارگر تحمیل می ساخت  مقاومت ناپذیر شود.))با توجه به نکاتی که ذکر شد .آگاهی یا شعور.....  که تابع جدایی ناپذیر آزادی است و آزادی لاجرم ضرورت تحمل دیگر پذیری را برای ما به ارمغان می آورد. با توجه به پیشینه استبداد و نظام اقتصادی آسیایی که فلات ایران بخشی از فرهنگ آن را نظام درونی کرده استبداد بخش جدا ناپذیر چند پارگی روان ما را در هم می تند. از این روست که باید نقد مداوم از عملکرد خود را برای تداوم همگرایی ها و جلوگیری از منحنی نزولی فعالیت های اجتماعی پذیرفت و لزوم پذیرفتن آن برخورد دمکراتیک و مسئولیت پذیری است.یعنی آزادی خود به خود ضرورت هایی را در درون خود دارد که با کمترین غفلت به سمت سکتاریسم و نخبه گرایی  یا آنارشیسم سوق داده می شود. در عمر کوتاه فعالیت کمیته. بارها گرایش هر کدام از طرفین به درون حیات محفلی و فرقه یی خویش، هراس از رویارویی با دیگران و فضای باز جامعه، توهم از عقب ماندن از دیگری با ترس درونی شده از همه چیز و همه کس، چنان بالا گرفت که رفته رفته فضای نسبتا دمکراتیک ابتدایی کمیته به سمت ابتذال مباحث چیپ و فاقد بار تئوریک سوق داده شد.اما در این میانه خطوطی هم در داخل کمیته به چشم می خورد که با منحنی کمرنگی خود را از جریان توهم و ابتذال عبور می داد وبه انتظار چنین روزی بود که تمام پس لرزه ها و هیجانات اولیه تخلیه شود تا به عنوان خط دلالت حد اکثری با تاکید بر شیوه های دمکراتیک از تمامیت آرمانی کمیته پیگیری تشکلات آزاد کارگری دفاع کند. دخالت حداکثری به  دنبال علل  مجرم بودن هیچ شخص و جریانی نیست زیرا بر تحلیل شرایط مادی جامعه و بر آیند دینامیکی آن تاکید دارد. دخالت حد اکثری به فرهنگ سازی و تولید گفته مان و باز کردن مفاهیم ابتدایی همچون نظام تیمارستانی سلطه باز تولید فقر و استبداد ...... واقف است و آموزش را سر لوحه کار خود قرار می دهد و دخالت حد اکثر را نقطه مقابل اندیودیالیسم قدرت مدارانه نخبه گرایی ( الیت ) می داند پس نخبه گرایی را به منزله وجهی از تابوهای دیکتاتوری قلمداد می کند که با انحصاری کردن آموزش دیگران را مصالح هرم قدرت خود در نظر می گیرند در غیر این صورت دیگران رقیب یا دشمن تلقی می شوند. ضمن آن دخالت حداکثری معتقداست که آزادی از طریق یک هستی انتزاعی به نام سلطه  نخبه یا فرقه و توابع آن  هیچ گاه محقق نخواهد شد و به این سخن اعتقاد دارد که (( روابط اجتماعی بستگی نزدیکی با نیروهای تولید دارد. آدمیان از یافتن نیروهای جدید تولید شیوه تولید خویش را دگرگون می کنند و در جریان دگرگون ساختن شیوه تولید خود..... همه مناسبات اجتماعی خویش را تغییر می دهند.  آسیاب دستی رابطه شما را با ارباب فئودال و آسیاب بخاری رابطه شما را با سرمایه دار صاحب صنعت بر قرار می کند.)) از این رو دخالت حداکثری برای توا نمند کردن بضاعت آموزشی خود بالا بردن کیفیت مطالعاتی مخاطبانش آرشیو خود را به روی علاقه مندانی می گشاید که خواهان حق دمکراتیک و دخالت در نقد انواع و اشکال سلطه اند و هویت خود را با پذیرفتن مسئولیت عملی معنا می کنند. سایت دخالت گری فعال شیوه گفتمانی خود از ادبیاتی که در درازنای قرون باز تولید سلطه و توجیه گر و مدیحه گوی سازمان تیمارستانی قدرت بوده بازسازی می کند.و در این زمینه دست مترجمان و مخاطبانی که دخالت حداکثری را از حقوق ابتدایی جامعه می دانند به گرمی می فشارد.

 

           *   *    *    *     *

 

..... امروز زیر پوستر درب گاراژ نوشت:

( اگر راست باشی

                           دروغ می گویی)

و چپ چنان نگاهم کرد

                               که گفتم راست می گویی

و به چشمان تو اندیشیدیم

                                که فارغ از چپ و راست

                               فقط می خواهند ستاره باشند

به فرق گیسوی تو اندیشیدم

که عادلانه ترین میانه دنیاست...... 

                                              ( نصرت مقصودی) 

 

 

                                                                                          اول صفحه