|
فیلم (( بیلی بتگیت))
اقتباسی
معمولی از رمان بزرگ
1-
آنقدر که استادان سینمای وسترن به صحرا های اوکلاهما، نیومکزیکو
و تگزاس علاقه داشتند و قهرمان های اسطوره ای شان را در این
بیابان های بی آب و علف در مجاورت صخره های جدا افتاده و
همزمان با تاسیس خطوط آهن، به جنگ نیروهای شرور می فرستادند و
اگر تصویر ما از سینمای وسترن تصویر مردهای قوی هیکل و تفنگ
داری است که در سال های قرن 18 و 19 روی اسب ها می تازند برای
آشنایی بیشتر با سینمای گنگستری باید کمی جلوتر بیاییم و برسیم
به دهه های نخستین قرن بیستم سالهایی که نیویورک در حال تبدیل
شدن به شهری مدرن است و مهاجرانی که آنجا را برای سکونت انتخاب
کرده اند عموما در محله های پایین شهر، در تضاد و کشمکش دایمی
با بومیان و مهاجران دیگر هستند. حتما فیلم هایی مثل (( پدر
خوانده)) ها (( دار و دسته های نیویورکی)) (( جاده پردیشن)) و
البته شاهکاری به نام (( روزی روزگاری در امریکا)) را به یاد
دارید.محله های فقیر نشین نیویورک در سینمای گنگستری همان قدر
اهمیت دارند که قصه ها و بناهای باستانی در فیلم های تاریخی یا
همان گونه که گفته شد صحراهای بی آب و علف در فیلم های وسترن.
2- (( بیلی بتگیت)) یکی از 2 شاهکار رمان نویس برجسته امریکایی ا.
ل. دکتروف است که تصویر دقیقی از نیویورک دهه 30 نشان می دهد.
رابرت بنتن این رمان را به فیلم برگرداند و 4 سال بعد با
اقتباسی که از رمان ریچارد روسو کرد و فیلم(( آدم عاقل)) را
ساخت. نشان داد که به ادبیات توجه ویژه ای دارد. او چند تا از
فیلم های مطرح پل نیومن را در دهه 90 کارگردانی کرد و در فیلم
(( بیلی بتگیت)) هم از ستاره افول کرده سینما، داستین هافمن و
ستاره هنرمند سالهای بعد ، نیکول کیدمن بهره گرفت تا در کنار
بازیگر دیگری به نام بروس ویلیس آهنگساز مطرحی چون مارک ایشام،
فیلم بردار شاخصی مثل سنتور آلمندروس و با همکاری فیلم نامه
نویس صاحب سبکی به نام تام استوپارد یکی از فیلم های مهم دهه
90را بسازد.
3-
اهمیت (( بیلی بتگیت)) پوشاننده ضعفهای فیلم نیست. با وجود این
همه چهره مطرح و نام دار، فیلم رابرت بنتن اقتباس درجه یکی در
عالم سینما نیست. او به دلیل علاقه ای که به کار کردن با
بازیگران بزرگ داشت، شخصیت (( شولتس)) سی و چند ساله تبهکار
اصلی کتاب دکتروف را به داستین هافمن داد که در آن زمان 54 سال
داشت. همین علاقه باعث شد که در فیلمش شخصیت اصلی (( شولتس))
با بازی هافمن باشد و (( بیلی بتگیت)) با بازی لورن دین روایت
فیلم، به این شکل است که (( بیلی)) پیش از کشته شدن عنصر
خیانتکاری به نام (( بو))با بازی بروس ویلیس دارد برایش توضیح
می دهد که چگونه وارد دار و دسته شولتس شد و به اینجا
رسید.((بو)) پیش از مرگ از بیلی قول می گیرد که مراقب نامزدش
(( پرستن)) با بازی نیکول کیدمن باشد. همین تعهد اخلاقی در
کنار معصومیتی که بیلی همواره آن را حفظ کرده ، باعث می شود او
در این تشکیلات صرفا یک مریدی نباشد که کورکورانه دستورات
شولتس را عملی کند. در این خصوص مهمترین صحنه فیلم جایی است که
قرار است به دستور شولتس پرستن قربانی شود.
بیلی با دانستن این نکته، ترتیب فرار پرستن را می دهد و به
قولی که به (( بو)) داده بود وفادار می ماند. ((بو)) پیش از
مرگ، به بیلی هشدار داده بود که بزودی تشکیلات شولتس از هم می
پاشد و این اتفاق ، درست چند لحظه پس از خروج بیلی رخ می دهد.
4-(( بیلی بتگیت)) مثل فیلم مشابهی که رابرت دنیرو ساخت به اسم
( یک قصه برنکسی)) باید تحول تدریجی نوجوانی را نشان می داد که
از دل خانواده و از میان دوستان و همبازی هایش به گروهی
جنایتکار می پیوندد و سرانجام در خلال حوادث به بلوغ می رسد.
این تحول را در فیلم رابرت بنتن شاهد نیستیم چون همان گونه که
گفته شد تمرکز اصلی روی شخصیت شولتس و تقلای او برای پایدار
نگه داشتن دار و دسته اش است. کنجکاوی های گاه خطرناک بیلی و
تلاش او برای فهمیدن اسراری که به او ربطی ندارد، در فیلم طی
چند صحنه گذرا و به شکلی خام دستانه روایت می شود. به واقع در
این گونه موقعبت ها بیلی معصوم کنجکاو رمان دکتروف ، یک پسر
تخس و
فضول است و شولتس و دوروبری هایش ، آنقدر ابله و ساده دل که
نگفتنی ترین اسرارشان را در اتاق هتل یا مخفیگاهشان ، جوری
فریاد می زنند که به گوش بیلی برسد. یکی از فرازهایی که درباره
بیلی در کتاب دکتروف به آن پرداخته شده به ارتباط او با ((
پرستن)) بر میگردد . زنی که با حفظ نقش دوگانه اش یعنی وفاداری
به (( بو)) مرده و نیز جلب اعتماد شولتس درس مهمی به بیلی می
دهد که این ارتباط در فیلم اصلا خوب از کار در نیامده است.
5- با این حال فیلم، صحنه های خوب کم ندارد. نخستین دیدار بیلی
با شولتس در سکانسی رقم می خورد که پسر در حال شعبده بازی با
گوی هایی است که در دست دارد شولتس مبهوت توانایی بیلی به او
انعام می دهد و بیلی که چند لحظه قبل در موقعیتی فراتر از
شولتس بود( در پشت بام یک ساختمان) در قبا
ل گرفتن
انعام، پایین می آید این تصویر زیبا مقدمه اتفاقاتی است که
بعدها در زندگی بیلی می افتد.
نتیجه پایین آمدن بیلی از جایگاهی که داشت خدمتکاری و پا دویی
است در سیستم وحشیانه شولتس و نیز تماشای وقایعی که تحمل آن
برای بیلی معصوم غیر ممکن است. کشمکش اصلیداستان
کشش بی پروای بیلی به سمت شولتس و در عین حال حفظ معصومیتش
است.( اتو برمن) همان کسی است که از بیلی حمایت می کند او در
صحنه ماقبل آخر فیلم با اخراج پسر نا خواسته و شاید هم آگاهانه
باعث نجات جان او می شود. یعنی همان قدر که شولتس می کوشد بیلی
را وارد مناسبات پیچیده تبهکاری کند اتو برمن ، بو، و پرستن ،
او را متوجه معصومیتی می کنند که بیلی پیش از پیوستن به
تشکیلات داشته است وقتی اتو برمن به بیلی پول می دهد تا سر و
وضعش را رو به راه کند. در ادامه می گوید که می تواند برای
مادرش هم لباس نو بخرد...... |