|
__________________________________________
برای شوانه
" ماهی"
از ماهیهای ته حوض
دلم قرص است
که سالها به شب نشینی
آفتاب
خو نکردند
هر پولکشان آفتابی
است
که چشمان گربه را می
زند
از ورای پرده یی
سرخ
سفید
سبز
من همان بحر در کوزه
"نالی"(1)
مستم می کند
فقط
دلم برای همین ماهی
ته فرش
می گیرد
که حرمت پاهایم را
تحمل می کند
و رنگ پوتینهایم.
تا آخر هم خورشید را
بر تنش
نقره کوب کردند.
----------------------------------------------------------------------
1- نالی شاعر نامی
کرد است(در امارات بابان "سلیمانیه"که
در سفر مکه از بیم عساکر عثمانی خودش
را گم کرد. |